یک سبد آسمان

در آینده من را مادر شهید صدا خواهند کرد،اسئل الله من فضله

تبلیغات تبلیغات

مردها ، پسربچه های کوچک هستند.

امروز توی میدون ایستاده بودم و منتظر ، کنارم جلوی بانک مسکن یه مرد چهارشونه قدبلند پیر واقعا پیر و سالخورده ، یه کلنگ روی دوشش و یه کیسه دستش ، ساعت حدود ۴ یا ۵ عصر بود و از طرف به اون طرف می رفت. و منتظر کار ... پروردگارم محبوبم معذرت میخوام معذرت میخوام معذرت میخوام. خدایا از خودم شرمندم از عزیزانم ... خدایا استغفار می کنم از تمام حرف ها و کارهای اشتباهی که امروز انجام دادم.پول از تو ، آبرو از تو ، دوست داشتن از تو ، محبت از تو ، عقل از تو ، توفیق از تو
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها